برگ خالی|فازسنگین|دلنوشته|پست غمگین

فازسنگین,fazesangin,پست غمگین,پست عاشقانه,فاز غمگین,تکس دپ,فاز,سنگین فاز,فاز سنگین,پست فاز سنگین,عکس فاز سنگین,پست شکست عشقی,دلنوشته

۱۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

من دیوونم

دلمون تنگه تو بیا مگه نگفتی سر میزنی؟

تابستون کش میاد تـــا میتونه 

خیلی تنگه با اینکه حتی پاییزم نیست...

من دیوونم درست  اما من نکردم نفهمیدم چیشد به خدا...

خیلی فکر میکنیم مگه ما چیکار کردیم که میگین دیوونست...

قیافمون شبیه پدرزن ونگوگ شده...

دستان زیر چانه با کلاه نگاه غم آلود

....

بیا و گلخونه کن ایام سرده وسط این همه تابستون قلب الاسد

یادمون دیگه رفته اون های و هوی نعره ی مستان

چند وقتیه دیگه کسی دندونامونو ندیده

قدیما بیشت ازین  اندیشه ی عشاق میکردی ،چند وقتیه دیگه خسیس شدی...(یهو شدی)

رفتی دیگه سر نزدی 

انگار یادت مارو رفته باشه

ما اما هنوزم از یادت کم نکردیم...

نباش خسیس 

تو بیا 

من دیوونم درست ولی مگه توام دیوونه نبودی؟:)

مگه همیشه سر نمیزدی؟

ما هنوزم خیالمون جمع عه اخه قرار ما همینه.................


پ.ن:دیگه نمیشه تایپ کرد.....:)

پ.ن.دو:ونگوگ اصن زن نداشت:))

پ.ن:عظر خاهی بابط قلت املاعی:)))

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده پاک دل

سلام مرا به وجدانت برسان...البته اگر بیدار بود...

اکنون دیگر "در دسترس" بودنت مهم نیست چون دیگر نه  "مشترک" هستی و نه "مورد نظر" ...!
هوا سرد است اما نگران نباش سرما نمیخورم ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده...!
هرکس ک سراغت را میگیرد ، نمیگویم وجود نداری ، میگویم وجودش را نداشتی...!
فکر نکن تو فوق العاده بوده ای ، قطع به یقین من کم توقع بوده ام...!
حالا هم که اتفاقی نیفتاده ، حادثه ی بین ما ، فقط یک زد و خورد ساده بوده ! تو جا زدی ، من جا خوردم....!
زمانی "نبودنت" همه هستی مرا نابود میکرد ولی حالا "بودنت".......!
میشود که نباشی؟؟؟
راستی!!
سلام مرا به وجدانت برسان...البته اگر بیدار بود...


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده پاک دل

خوشبختی

خوشبختی گاهی ،
آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ،
که حسش نمیکنیم ، چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود ،
دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن ، خوشبختی بود ، خنده های کودکیهامان ، شیطنت ها ، آهنگ های نوجووانیمان ، خوشبختی بود ، اما ، ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم ،
چای را به غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است ، سرد یا داغ است ، زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم ، گفتند ساکت ، مردم خوابیده اند و ما ، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم ، خوشبختی را ندیدیم یا ، نخواستیم ببینیم شاید ،
اما ، حالا ، رفیق جانم ، هر‌کجا که هستی ، هر چند ساله که هستی ، با تمام گرفتاریهای تمام نشدنی که همه مان داریم ، فردا را ، قدر بدان ، خوشبختی های کوچکت را بشناس و بفهم و باور کن ، روز عشق را بهانه کن ، برای بوییدن دامان مادرت که هنوز داریش ، برای بوسیدن دست پدرت که هنوز نمیلرزد ، هنوز هست ، بهانه کن برای به آغوش کشیدن یک دوست ، برای تقدیم یک شاخه گل به همسرت ، خوشبختی ها ماندنی نیستند ، اما ، میشود تا هستند زندگیشان کرد ، نفسشان کشید....
یادمان باشد ، بزرگترین خوشبختی عشق است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده پاک دل

خوب می شود آقا!

خوب می شود آقا!
خوب می شود.
یادت می رود.
همه اش را یادت می رود.
می روی با خواهرت جینگیل میخری. تیرامیسوی خیس می خوری. با بچه ها فیلم می بینید و عکس های خل خلانه می گیرید. برای تولد فلانی فُلان عطر را شریکی کادو می دهید و فلان جا جمع می شوید.با خاله ژامبون مرغ و قارچ می خوری تمام مدت فکر می کنی که چرا قارچ هایش از قارچ های واقعی نرم تر هستند. شب زیر ِ پتو از سرما مچاله می شوی و با صدای بلند، فلان آهنگ را هزار بار تا آخر گوش می دهی.
بعد، می بینی که خیلی خوش گذشته.
اما هنوز یادت نرفته...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نویسنده پاک دل
طراحی چت